‏نمایش پست‌ها با برچسب میرحسین. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب میرحسین. نمایش همه پست‌ها

یک نامه...



نامه سرگشاده جمعی از فعالان اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و مطبوعاتی استان زنجان
به ریاست محترم قوه قضاییه در حمایت از شکواییه 
هفت شخصیت برجسته سیاسی اصلاح طلب از سردار مشفق
به نام خداوند جان و خرد
با آرزوی قبولی طاعات و عبادات هموطنان روزه دار در ماه میهمانی خداوند بخشنده و مهربان ، بهره گیری از فیوضات شب های قدر و عرض تسلیت به محضر همه آزادگان و نیک اندیشان جهان به ویژه شیعیان شهید محراب حضرت علی (ع) به مناسبت ایام سوگواری و شهادت آن امام شهید راه عدالت ، آزادی و معنویت. 1- انتشار فایل صوتی و متن پیاده شده سخنرانی سردار مشفق که ظاهراً جزو فرماندهان ارشد قرارگاه ثارالله سپاه و ... می باشد و صحت آن را معاون سیاسی سپاه تأیید کرده و بر محتوی آن تأکیده نموده به یکی از مهمترین موضوعات سیاسی روز تبدیل شده و با موجی از واکنش ها و موضع گیریها مواجه گردیده است.در این میان ارائه شکواییه هفت تن از شخصیت های برجسته و مشهور سیاسی اصلاح طلب آقایان " محسن امین زاده ، مصطفی تاج زاده ، عبداله رمضان زاده ، فیض اله عرب سرخی ،محسن صفایی فراهانی ، محسن میردامادی و بهزاد نبوی" از سردار مشفق به قوه قضاییه جهت رسیدگی به اتهامات و افتراهایی که به آنان نسبت داده ، با پاسخی غیر منتظره و غیر حقوقی برخورد با شاکیان و بازداشت مجدد تعدادی از آنان ، روبرو گردید که حقیقتاً زنگ خطر را برای همه ایرانیان مسئول و حتی وفاداران به آرمان های حداقلی انقلاب اسلامی ایران به صدا در آورد و ادعاها و شعارهای کسانی که زمینه های حقوقی و قانونی کشور را برای اقدام و پیگیری معترضین مهیا معرفی می کردند ،در مقام آزمون و عمل بسی ناشکیبا ،سست و جانبدارانه نمایاند.

کروبی ، موسوی و زیرکی های سیاسی شان!

مهدی کروبی را چه قبل و چه بعد از انتخابات های 84 و 84 کمتر کسی قبول داشت و عقاید سیاسی اش برای مردم آشنا نبود. اما اکنون حامیان او تنها مردمی هستند که او را واقعا از صمیم قلب قبول داشته و به هر قیمتی از اعتقاد ِ سیاسی شان نسبت به او پا پس نمی کشند. حامیان کروبی را اکثرا طیف های خاصی از دانشجویان تشکیل داده و آنها را می توان اگرچه در اقلیت ولی افرادی روشن فکر به معنای واقعی خواند که این بار فقط برای اندیشه ی سیاسی شان پای صندوق ها آمده بودند نه برای پول ، سهام ، مسکن و ... . مهدی کروبی ، بعد از حوادث انتخابات اخیر یا به قول او فتنه های اخیر ، باطن ِ سیاسی خود را به یک جامعه نشان داد.سالهای درازی بود که مردم نه تنها از روحانیت و هدایت اش، کم کم منحرف می شدند بلکه به سخره گرفتن مسلک روحانی بودن، نقل و نبات محافل شبانه شان شده بود، که بینش خاتمی بعد از خرداد 76 و روشن گری برخی مسائل توسط کروبی ، جایگاه روحانیت را در بین مردم رفیع تر ساخت. اما کروبی در وضع فعلی ، شجاعتی خاص پیدا کرده است ، البته منهای برخی مراجع معروف که به مراتب وجودشان در خیلی از اوقات ناجی ِ مردم بوده است. به نظرم شجاعت شیخ ِ ما از همان حقه ها و عوام فریبی های دولت نهم که با برپا کردن ِ مناظره ها و به چالش کشیدن انتخابات در رسانه های جمعی نشئت گرفته است. گرچه دولت ا.ن به هیچ عنوان تا به اینجای قضیه را نخوانده بود و ملت را سفیه خوانده بود! مهدی کروبی از این فرصت استفاده ای به موقع کرده و نظراتش را در عناوینی مثل نامه های محرمانه ، گفتگو ها و ... مطرح کرد. تا چند سال پیش حامیان کنونی کروبی نه تنها وی را نمی شناختند بلکه در مخیله ی آنها فرض ِ محال بود اگر خود را در صف ِ حامیان او می دیدند! نکته بعدی که به ذهن می رسد و باعث ایجاد مبادلات ِ سنگین سیاسی در ذهن شده ، این که نام میرحسین موسوی از زبان ها کمتر و نشان اش کمرنگ تر شده است؟ به نظر می رسد موسوی نیز ، راه اصولگرایان را، البته از نوع ِ معقول و مشروع اش ، پسندیده و سیاسی کاری در خفا را به آشکار کردن ایده هایش برای جلوگیری از تخریب های حکومتی ترجیح داده است. کاری که به نظر برخی، سالها خاتمی و دولت اش نکرده و به همین دلیل مورد نقد بعضی از ارباب مطبوعات و سران اصلاحات بوده است. به نظر می رسد دلیل پیروزی قاطع ِ ! اصولگرایان ، همین پنهان کاری ها، البته از نوع غیراخلاقی بوده است! باید انصاف داشت که میر حسین موسوی اکنون بهترین طریق را برای ستاندن حقوق مردم و خود در پیش گرفته است.

***

پاسخ مهدی کروبی به اظهارات نوری همدانی ، دلالت بر شجاعتی دارد که تا سال ها پیش تقریبا کمتر کسی جرات ِ پاسخ دادن به مراجع عظام ! را داشت. کروبی در آن نامه بهترین نکات را به نوری یادآور می شود ، که احتمالا ً تمام راه ها برای گرفتن ِ اشکالات قانونی توسط حکومت، بسته شده است! گرچه حکومت و دولت قانون گریز ، برایش شیخ و سید ، جوان و پیر و ... فرقی نمی کند و مهم ترین اصل برایش دوام آوردن به هر قیمتی است. همانطور که امروزه خشونت ِ دولتی کشور را فرا گرفته و بسیاری از همنوعان ما در زندان ها، مورد تعدی و جنایت قرار گرفته اند و شکنجه های فیزیکی و روحی وارد شده بر آن ها همه را به خشم و تحیر و دنیا را به واکنش واداشته است. وقتی این امور ِ غیرانسانی برای ِ یک دولت و حکومت ناچیز نباشد ، قطعا ً انتظار محاکمه و صدور احکامی مثل حبس ابد و اعدام برای کروبی و امثالهم نیز دور از ذهن نیست!

ما باید خون گریه کنیم، نه شما

خبری دیدم بس جالب از منظر ِ طنز ِ سیاسی ، اما بسی تاسف بار، بخاطر ِ کوته فکری (بعضی از) ایرانی ها. اگر متن و گفته های این خبر کذایی ، صحت داشته باشد ، باید گوشه ای نشست و به حال ِ بلوغ سیاسی برخی از افراد زار زد. به نظر شما شستشوی مغزی در عنفوان جوانی، تا چه حدی باعث تشکیل فرهنگ و ساختار فکری ِ مسموم می شود؟ اگرچه کم نیستند چنان افرادی، کافی است کمی به دور و برمان نگاه کنیم. خبری را که در ذیل خواهید خواند عینا و بدون دخل و تصرفی نقل می شود ، نکته جالب این که ادبیات ِ خبر پیشتر شبیه انشای یک خبرنگار ِ کودک یا گزارشگری کاملاً آماتور است. البته به دنبال نسخه ی اصلی ِ این خبر برای نقل از یک منبع موثق هستم. این خبر ، صحبتهای یک سردار نظامی ـ سپاهی است به نام سعید قاسمی که این مطالب توسط او در دانشگاه امام صادق (ع) بیان شده است. سردار قاسمی مسئول قرارگاه سازندگی خاتم الانبیاء سپاه است. نکته ی جالب توجه بعدی این است که سردار احتمالاً بیشتر قصد دارد یک جنبش را تحقیر کند تا محکوم. خب ، نظامی باشی و دشمن را کوچک نشماری؟ گرچه این امر فقط برای دلگرمی و روحیه دادن به بسیجیان مخلص است تا نظر شخصی. بیایید بی طرفانه قضاوت کنیم ، در این چند ماه هر آدمی ابهت جنبش را دیده و کتمان آن ، عملی است که شاید ناطق مطلب دچار خودشیفتگی است. به هر حال " عاقلان دانند" ...
***

به گزارش سلام اين سردار دفاع مقدس كه در جمع بسيجيان دانشگاه امام صادق سخن مي گفت با انتقاد از فضاي فرهنگي كشور گفت:آدم وقتي برنامه‌هاي راديو جوان را گوش مي دهد،‌غسل واجب مي شود و اگر از شنيدن آنها طوري‌اش نشود ، مريض است.وي ادامه داد:وقتي زن در اتومبيل به همسرش مي گويد كه راديو را خاموش كن ، شوهر مي گويد به خدا اين راديو جمهوري اسلامي است و نماينده ولي فقيه بالاي سر آن است.در برنامه ها براي جانبازان وقت زيادي ندارند، اما بلافاصله "قلي" آماده است كه ساز خود را بنوازد .

اين فرمانده سپاه هواداران جنبش سبز در راهپیمایی روز قدس تهران را 2 میلیون نفر اعلام کرد اما با اشاره به شعار "نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران" گفت: " 2 میلیون نفر در این تظاهرات شرکت کردند؛ بالاخره ساواکی‌ها،‌اعضای سازمان مجاهدین خلق و... به همراه خانواده‌هایشان هم در این کشور زندگی می‌کنند و بخشی از جامعه را شامل می‌شوند!" قاسمی علت اعتراضات خیابانی را وجود "کتب علوم سیاسی و اساتید مسموم دانشگاه‌ها"عنوان کرد و خواستار حضور خود و سایر نظامیان در دانشگاهها شد و گفت:" اگر نظام این اشكال را بپذیرد و ما بتوانیم به دانشگاه بیاییم، این‌ها را توضیح خواهیم داد .

وي همچنین از دانشگاه به عنوان"مرکزفساد" نامبرد و گفت:"باید مرکز فساد را خشکاند و مگر دیوانه‌ایم که کف خیابان بیاییم و با چوب و چماق برخورد کنیم كه البته در موقع لازم و هنگام خطر امنیت کشور آن کار را هم می‌کنیم

وی خطاب به اعضای بسیج دانشجویی گفت:"اعتراضات كساني كه در مناطق بالاي پارك‌وي مي‌نشينند، چندان مهم نيست، ولي اگر روزی دیدیم که اهالی شوش و... هم پشت سر ما نبودند باید فرار کنیم." این فرمانده سپاه پاسداران که خود را"سردارفرهنگی" می نامد همچنین خواستار سرکوب مردم و اعتراضات مردمی شد و گفت:"اگر کسی کف خیابان‌ها بیاید نظام موظف است که با او برخورد کند که البته امیدواریم اینگونه نشود، ولی افرادی که در خیابان‌ها آمدند باید بفهمند که مسموم شدند و این قضایای اخیر داستان یک براندازی بود که قلب ولایت فقیه را نشانه گرفته بودند."وی با اشاره به حمایت های خانواده شهدا از اصلاح طلبان گفت: وقتی فرزند همت این حرف‌ها را می‌زند باید شبها خون گریه کنم، البته من مقصرم، ولی وقتی که در دانشگاه‌ها آنها را چیزخورشان می‌کنند چه می‌توانم بکنم؟!"

وی با بیان این که فرزندان خانواده های شهدا ، از جمله فرزندان و خانواده شهدایی چون همت و باکری تحت تاثیر استادان سکولار دانشگاهی، به حمایت از میرحسین موسوی پرداخته و در مقابل آیت الله خامنه ای قرار گرفته اند گفت: "در کجای دنیا اینگونه است که استاد سکولار در کلاس درس دانشگاه حضور یابد و در نتیجه ی آن، حتی فرزند شهید هم در مقابل آقا قرار گیرد؟!"
***
آپدیت دوم: نسخه اصلی خبر ، نواندیش

هر روز اخبار سیاه ...

با این کار نسبتا وقیح و بودار، روح و روان یک قاضی، دیگر کاملا ً شاد شد. قاضی خان ، شاد باش که دیگر وارثان ِ به حق ات! ، راه ِ تو را خواهند رفت و با کار ِ اخیری که انجام دادند، به شما و پیشگاه تان ادای احترامی تمام قامت کردند. در کنار مردم ، کم نیست از شرق ها ، هم میهن ها ، اعتماد ملی ها ، جراید و سایت هایی که شما و هم کیشان ِ تان، تاب و توان دیدن اعتقادات حق و شیرین شان را ندارید. هنوز آخر دنیا نرسیده است و آزاده ها خدایی برای خود دارند. امید هنوز زنده است برای بیان آزادی ... .
***
بالای دار هرگز!

شاید این مکان هم برای بعضی آشنا باشد! مکانی امن! و مقدس به نام بازداشتگاه. نقلی و جمع و جور. جایی برای تعلیم و تربیت کسانی که شاید، بی اجازه برای احقاق حقوق شان، خس و خاشاک بازی در آورده بودند. زندانی که ، زندانی هایش به قول قاضی ِ مطلب بالایمان ، فقط از اجباری بودن ورزش گلایه دارند ، که آن هم با عنایت مسئولین حذف خواهد شد! اینجا ، مکانی است ، که به واسطه ی نقل قول ها شنیده ام ، برای زندانی ها البته با رعایت کامل حرمت انسانی و به صورت بشر دوستانه ، آب را بر کف ِ کانتیر ریخته و حکما زندانی شنیده ی ما نیز، برای نجات خود از درد تشنگی ، مجبور به چشیدن و لیسیدن آن است ... . الله اعلم. اما این را بنده ها نیز اعلم هستند که سخت است وقتی بی جهت پشت مبیله های فلزی ِ سردی باشی که برایت آیینه دق است ... . بی گناه تا پای دار می رود ، اما بالای دار هرگز/,


***
اینترنت به شدت نیاز به پالایش دارد
تا بوده است، مرتجعین وجود داشته اند. شاید یک دلیل وجودشان، خودمان باشیم. تیتر فوق ، بیانی است من باب ِ آزادی اندیشه به معنای کلمه واقعی ، البته کار ِ ایرانی جماعت همیشه بالعکس است! نمی دانم چرا هر طرف که می روم متن هایم به مبحث آزادی ختم می شود؟ مگر چیست، این آزادی که باید به خاطرش کشته شوی ، از جان و مال و ناموس هم بگذری اما آخرش هم ... . اینترنت را که پالایش کنند، ممکن است من ، امثالم و شاید برخی از دوستان، از تیغ پالایش آنها در امان نباشیم. خب این هم یک نوع از آزادی است دیگر ، آزادی ِ اجباری! امیدوارم به تیغ اش گیر نکنیم. چون تنها دل خوشی مان همین خانه ی سوت و کور است.

***

اما جمله ی مفهومی بالا را، مالک حقوقی ِ! مخابرات فرموده است. اما دریغ از اینکه ، مالکین نگون بخت از کجا باید بفهمند که مکالمه هایشان ، شنود می شود یا نه؟ از کجا بدانند شما سپاهی هستید یا نه؟ پیامکی هم اینچنین امروز آمده بود اما شرمنده بودم از ارسال آن به دوستان: " همراه اول: هيچكس تنها نيست، هميشه يك نفر به صحبتهاي شما گوش فرا ميدهد! همراه اول شما، سپاه"
اما توصیه ای به مخاطبان احتمالی: احتیاط شرط عقل است ... محتاطیم ، پس هستیم ... .

***




این تیتر نازیبا هم آخرین خبر منفی امروز است که خواندم. کوروش ، خشایار و دیگر پادشاهان، اینک نه تنها به خاطر مسئل بشر دوستانه ی این نظام بلکه تقریبا به خاطر ِ همه اوضاع ِ کنونی ، تن ِ شریفشان در گور می لرزد وقتی که ایران ِ با ابهت و بی نظیرشان را در انتهای جدول عرصه های بین المللی نظاره می کنند. واقعا ً کجا رفت آن همه ابهتی که ایران و ایرانی در کل ِ فرنگ و جای جای ِ دنیا داشت؟ کجاست آن احترام و عزتی که عرب و فرنگ تا همین نزدیکی ها روا می داشتند و ایرانی را بتی برای خود می دانستند؟ کاش اما مشکل ، همین فراموش شدن ِ تمدن غنی مان بود... وقتی هر روز اخبار منفی و پر درد را در صفحات وب و روزنامه های مختلف می بینم ، احساس تنهایی می کنم. تنها خاصیت این خبر ها ، آنجاست که در زمان تنهایی ، یاد خدایی می افتم که از رگ گردن نزدیک تر است. امید زنده می شود و من امیدوار اما بلاواسطه نه! بلکه به لطف تکیه گاهی مثل "عادل".

اینان از رفتگان شب عاشورایند!


در وبلاگ خدا بیامرز قبلی ام که با عنایت برخی از مخاطبان متحجر و همچنین مسئولین تیغ به دست که خانه مجازی و تمام دلبستگی ام را فیلتر کردند، مطلبی کوتاه نوشتم راجع به یک فرد " از خدا بی خبر دو آتشه". برخی از دوستان نیز نوشته بودند که بها دادن یک پست به چنین آدمهایی بی ارزش است و وقت تلف کردن نتیجه اش می شود. به نظرم اصولا بایستی مسائل را ریشه ای تحلیل کرد. تا موضع را از همان اول کار به مخاطب احتمالی بفهمانی. چه زیبا نوشته بود دکتر ، دیانت را پایمال می کنند و باعث منزجر شدن مردم از دین می شوند. مداحی در استان تهران وجود دارد که تقریبا تمامی مردم این کشور با او آشنا هستند. مداحی نه اینبار از جنس مردم ، بلکه از جنس حکومتی اش. خب ، در قدیم الایام هر که روزه سید الشهدا می خوانده ، از روی خلوص نیت و فی سبیل لله بوده است. منصور ارضی را می توان تنها مداح بی ادب ، در عرصه مقدس مداحی شناخت. ذکر کردم که بیایید ریشه ای مسائل را ببینیم! بیایید دیده گان را گشوده و نظاره کنیم که آیا مداحی بی ریشه ، ارزش پر کردن صفحات روزنامه را دارد؟ حتی اگر آن نوشته نقد باشد. مخالف اطلاع رسانی نیشتم اما ، گوش شیطان کر ، تقریبا عوام جامعه نیز پله های صعود رشد و بلوغ سیاسی را گرچه به آهستگی ، اما طی می کنند. سخنان قبل از شروع مراسم همیشگی منصور ارضی و به باد انتقاد گرفتن اصلاح طلبان ، امری است عادی از سوی یک جیره ، مواجب بگیر حکومتی. چه بسا اگر که ما به جای آن شخص بودیم ، از نقد اربابان و مرشدان خود می پرهیزیدیم فقط برای گرفتن خلعتی بیشتر! کسی که در جمعی از مسلمانان ، دهان اش را باز کرده و برادران دینی اش را به عنوان انتقاد ، از سر تا پا شسته و غیبت آنان را می کند ، قطعا باید آن را در موتورخانه دوزخ ملاقات کرد. کسی که از آزادی و آزادگی اباعبدالله می خواند ، واقعا چگونه می تواند قصاص قبل از جنایت انجام دهد؟ اگر چه احتمال می رود ، مسلمانان حاضر در مسجد نیز از مریدان اش هستند. چنین افکار و اعتقادات زننده ای برایمان عادی شده است. امیدوارم برای مردم هم هم اینگونه باشد.
اصولا مداحان باید مردم را بگریانند و آنها را با رسالت ائمه و انبیا آشنا کنند ، اما گویی آن بی ریشه، بیش تر، هادی مردم به حجتیه و دعوت کننده سینه زنان برای پیوستن به جمع اصولگرایان است. به نظر می رسد که مداحان به جای گریاندن مردم ، با رفتارهای عمو فیروز وار ، موجبات خوشحالی و خندیدن حضار را فراهم می کنند. دوست دارم چندی از فرمایشات گوهر بار منصور ارضی و اظهار نظرهای مضحک آن را در ذیل این سطور قرار دهم تا مخاطبی احتمالی را خرسند و موجب شادی دل مومنی در این هیاهوی زشت سیاسی که باعث پنهان شدن حقیقت است ، باشم. +++ دعا برای دریافت خبر مرگ بزرگان اصلاح طلب ! نواندیش : مداح معروف تهرانی در مداحی بعدازظهر روز گذشته خود در یکی از حسینیه های تهران دعا کرد تا خبر مرگ سه تن از بزرگان اصلاح طلب و یکی از شخصیت های موثر نظام را دریافت کند.براساس خبر دریافتی نواندیش او دعا کرد تا هر چه زودتر خبر مرگ میرحسین موسوی ، مهدی کروبی و سیدمحمد خاتمی و یکی دیگر از شخصیت ها را دریافت کند. +++ خط دهنده اصلي آشوب ها موسوي خوييني هاست! به گزارش خبرنگار فرهنگي ايرنا، منصور ارضي، با اشاره به گزارش هيئت سه نفره قوه قضاييه در خصوص پيگيري ادعاهاي کروبي ،گفت: اين فرد که با ادعاهاي بي اساس خود آبروي نظام را به بازي گرفت، بايد محاکمه شود و به جرم افترا حد شلاق بر او جاري شود تا ديگر کسي جرات نکند اينطور حيثيت نظام را به بازي بگيرد. منصور ارضي" با تاکيد بر لزوم شناخت عوامل فتنه، خط دهنده اصلي آشوب هاي پس از انتخابات را موسوي خوييني ها دانست و گفت: پرونده همه اينها موجود است. +++ یکی از مداحان تهران به کروبی و موسوی حمله کرد! به گزارش رسیده منصور ارضی دوشنبه شب در مراسم ویژه سنواتی ماه رمضان در مسجد ارک گفت:هر سحر موسوی و کروبی لعنت‌الله علیهما را لعنت کنید.وی با تاکید بر اینکه فتنه هنوز نخوابیده. افزود: سحرها بگویید یا منتقم. و این دو منافق( کروبی و موسوی ) را نفرین کنید تا زودتر دستگیرشان کنند.ارضی در بخش دیگری از اظهارات خود گفت:ما توی این مسجد 14هزار امن‌یجیب خواندیم تا شاه سقوط کرد. +++ اما جالب تر از همه واکنش رهبری است! به گزارش فرارو ، رهبری در پیامی شفاهی از مسوولان حسینیه ی امام خمینی خواسته اند که به حاج منصور اعلام شود که علت محرومیت او ، توهین هایی است که وی در روز عرفه ی امسال به محمد باقر قالیباف کرده و وعده داده بود که در روز عاشورا هم مطالبی علیه رییس مجلس خبرگان بگوید. (باز جای شکرش باقی است که به رهبری نقدی نداشته است!) +++ این انسانها که همیشه داعی دین مداری بوده و خود را از سربازان سید الشهدا می دانند ، همان هایی هستند که از رفتگان و یا بهتر بگویم در رفتگان ِ شب ِ عاشورایند...

یادش به خیر ...

یاد سعید عسگر به خیر که باعث شد تا مردانگی و از خود گذشتگی اصلاح طلبان باورمان شود.
به امید آزادی تمامی زندانیان علی الخصوص سعید حجاریان عزیز...

نمونه ای دیگر از رافت اسلامی


به نقل از سایت موج کمپ:
حجت‌الاسلام دکتر عبدالرحیم سلیمانی اردستانی، عضو مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم و استاد دانشگاه مفید، که به جرم حضور در بهشت زهرا در چهلمین روز شهادت جمعی از هموطنان، این‌گونه مورد ضرب جرح قرار گرفته و دستگیر شده است.

نگاهی آزار دهنده...



چندی است نه مجال و نه حال ِ به روز کردن دارم. در این گیر و واگیر سیاسی و اقتصادی هم نه دوست دارم مطلبی بخوانم و نه حوصله اش را دارم. از همه جا فقط دروغ ، دروغ و دروغ می شنوم. امروز وقتی خبر ِ برگزاری دادگاه افراد اصلاح طلب (یا به تعبیر دیکتاتوران: اغتشاش گران) را شنیدم بر حسب کنجکاوی سری به وب سایت ها زدم. با گذر از چند وب سخت متاثر شدم.
"محمد علی ابطحی" را که یادتان هست؟ رییس دفتر خاتمی و مشاورش. همان روحانی ِ تپلی که همیشه می خندید. آن روحانی که علاقه ی زیادی به قشر من و امثال من داشت. همانی که پا به پای تکنولوژی آمده بود تا به زبان خود ما با ما درد و دل کند و دلنوشته هایش را اینجا می نوشت. او اینک 40 روز است که بازداشت شده و پس از طی این 40 روز در مکانی به نام زندان ، روز دادگاه اش فرارسید تا مثلا به جرم او و سایرین رسیدگی کنند. دادگاهی رسوا و منزجر کننده که ارزش آن از آب بینی یک بز! در نزد ملت کمتراست. عکس اش را که دیدم، واقعا چند ساعتی منگ و خراب بودم. چهره ای لاغر شده و چشمهایی گود رفته که مخاطب را به شک کردن در شناخت او وا می دارد. چهره اش از خاطرم بیرون نخواهد رفت همانطور که چهره دیکتاتور های بزرگ از خاطرم نمی رود . چهره لاغر و تکیده این عزیز نشان از شکنجه ها و رنجهای روحی و جسمی است که به او روا داشتند. اصلا نشناختم اش ، هنوز هم عکس اش دیوانه ام می کند.این عکس را شوخی نگیرید ، دنیا ، دنیا حرف پشت سر این عکس وجود دارد. مسئله ، مسئله ی ساده ای نیست! نمی گوییم شکنجه جسمی ، ولی شکنجه روحی ، رنج روحی یک روحانی دیگر چرا؟ تو همانی سید؟ تو همان ابطحی ِ خوش قیافه و لطیف و خنده رو هستی؟ با او چه کرده اند؟ آخوندی که زیبایی های دین را می شناساند، اینک اسیر زشتی های ِ حکومتی دینی شده است. حکومتی که ترس از درزهایش جاری است. حکومتی که ازترس قلم ، الله اکبر ، sms ، موبایل ، اینترنت ، سایت ، فیلم و هزاران کوفت و زهر مار دیگر جایش را خیس کرده و چنان برخوردی با فرزندان اش می کند که گویی چندین سال است به خون آنها تشنه بوده است! واقعا نمی توان تحمل کرد که شخصی بی دفاع، در جایی محصور باشد و من و امثال من، اینجا زیر ِ باد ِ کولر لمیده باشیم. سیدی که خیانت به رفیق و دوستان ِ مخلص دیرینه اش توهمی است که اعتراف گیران اسیر آن شده اند. بیایید فریب نخوریم ، این حرفها واقعا حرف های ابطحی نیست. گرچه نمی توان منکر نوازشها و رأفت اسلامی شد. تمامی این اعترافات ساختگی برای منحرف کردن و برگزاری تنفیذ و تحلیف در سکوت است! چرا قبل از اینکه دادگاه کذایی به پایان برسد خبرگزاری بی شرمی مثل فارس آخرین اخبار را مخابره می کرد؟ چرا قبل از قرائت متن کیفر خواست ، خبرگزاری مذکور متن را بر روی وب سایت اش قرار داده بود؟ چرا خبری از خبرنگاران ِ خبرگزاری ها و نشریات ِ اصلاح طلب در جلسه نبوده ؟ چرا محاکمه غیر منتظره و بدون اطلاع رسانی ِ قبلی انجام گرفته است؟ تمامی این چرا ها آزارم می دهد. از همه بیشتر وقتی به عکس زمان آزادی ابطحی نگاه می کنم ، آن نگاه ِ خاص اش در عکس اولی آزارم می دهد. برادر بگو ، هرچه دل ِ سنگشان می خواهد بگو! شرمی از ملت نداشته باش. ما همه معنی معرفت را می دانیم و درک کرده ایم. برای آزادی ات دعا می کنم... .

***

چند روز دیگر تا تنفیذ "دست نشانده" ی ملت! باقی مانده. خروج سید حسن خمینی و برخی از مراجع شجاع پتک بزرگی بود که بر سر خیلی از آنها اصابت کرد. در آستانه ی روز ِ نکبت فقط و فقط بایستی تکبیری از ته دل ها سر داد ، آنهم در خانه ی دل و نه بر بام ها و برای اعلام حضور ، فقط برای اینکه خدا بشنود.

خود قضاوت کنید!


پس رای خودم چه شد؟

در زمان رضاخان انتخابات مجلس برگزار شد و پس از شمارش آرا سیدحسن مدرس به بهارستان رفت و دید که بدون هیچ رای‌یی در انتخابات از مجلس بازمانده است: «فریاد برآورد نامسلمان‌ها پس آن رای‌یی که خودم به خودم دادم چه شد؟»

حال ما خوب است! اما تو باور كن!


میر حسین موسوی اما داغدار است. داغدار بودن من و شما با داغدار بودن یک آدم سیاسی متعهد فرق دارد. او داغدار من و شماست! شاید داغدار هفتاد میلیون جمعیتی که دولت نهم و دهم آنها را بلا نسبت کمثل الگوسپند فرض کرده است. در کنار داغدار بودنش ، باید بدانی تنهاست. سیاستمداری که سیاست قد او را خم کرده و زبان او را کوتاه گرچه می دانیم ما و شما خدایی داریم و یاری خدا نزدیک است. هجمه تلخ رسانه های دولتی ، نشریات ، فیلم ها ، موسیقی ها و تمام سخنرانی های کذایی دولتمردان ! او را نشانه رفته است. مهندس زیاد نگران نباش ، تنها کسی نیستی که مورد کم لطفی قرار گرفته ای. هیتلر هم تنها دیکتاتور نبود. نگران حالت هستیم. اما حال ما خوب است ! تو باور کن!

عقل ناقص ما و نعمتی چون ابوی...


چندی بود که بعد از انتخابات دهم ، د راغما فرو رفته بودم. اغمای دینی ، روحی و حتی گاهی جسمی! انتخابات دهم را اگر بخواهی نقد کنی تکرار مکررات کرده ای اما خب بر هر بنده عاقل خداوند متعال بارز است که آن شور انتخابات و آن حماسه مثلا حضور ، چیزی جز حماسه به رخ کشیدن بدبختی و بی سوادی مردم ایران، به جهان نبود. باید پذیرفت که این آقا رای آورده است گرچه با ادعای تقلبهای بسیار موافقم. زیرا عملی کردن طرح مسکن مهر و سهام عدالت و افزایش حقوق بازنشستگان در کمتر از چند روز مانده به انتخابات خود نشانه ضعیف بودن طرف است که برای به دست آوردن مسند قدرت و ریاست به هر طریق ممکنی، دست به هر کاری زده است. باید پذیرفت که ما هنوز به بلوغ سیاسی دست نیافته ايم و هنوز می توان خيلي ها را با چند دو هزار تومانی خوشرنگ و لعاب فریب داد. به هر حال شورای نگهبان این انتخابات را تایید کرده و انصافا چیزی جز این انتظار نمی رفت. اما بیایید واقع بین باشیم و بپذیریم که تظاهرات و غریو های الله و اکبر و راهپیمایی ها هیچ کمکی به نتیجه انتخابات نکرد و نخواهد کرد. تمامی این اعمال هزینه های سنگینی را برای این نظام کذایی به ارمغان آورده و خواهد آورد. باید قبول کرد که جناح چپ ، رفته رفته و به مرور زمان با فقر نیرو روبرو شده است. گرچه میر حسین موسوی بدون شک پاک ترین نیرو از این جناح بود ، ولی برای این ملت پاک بودن از هر منظری مهم نیست. هم اکنون زمان وحدت بین اصلاح طلبان رسیده ، باید قبول کرد که اگر وحدت بین این جناح حاکم نشود ، بایستی فاتحه چپ را در این کشور خواند. چند روز بعد از اعلام نتایج این دوره از انتخابات در عادل بودن و شجاع بودن مراجع دینی ، دچار شک و شبهه زیادی شده بودم به قدری که چند روز را با ترديد به مرجعيت ديني و با اتکاء به عقل ناقص خود رفع امور می کردم ، تا اینکه با صحبتهای متوالی با ابوی راه بازگشت به خویش را دوباره یافتم. خدا پدرش را بیامرزد. همیشه با افتخار گفته ام مقلد مرجعی چون حسینعلی منتظری هستم. بیانيه هاي اخیر این بزرگوار هم صحه ای می گذارد بر کلام پدر. به قول دوستی در هر تیپ وطایفه و قومی من جمله روحانیت بد وخوب پیدا می شود. یک طرف آقایان آیت الله منتظری، آیت الله صانعی، سید محمد خاتمی ، عبدالله نوری و... که حساب خود را از روحانیون حقوق بگیر دولتی جدا کرده و مسير حق خواهي را مي پيمايند . از طرف ديگر روحانیونی مثل: احمد خاتمی نه تنها از ملت بریده و به حکومت پیوسته اند بلکه خواهان سرکوب شدید ملت می شوند و برداشت هايخود را قانون خدا تلقی می کنند. آقای متوهم مقام کبریائی خداوند را که رحمان و رحیم است، اینقدر تنزل ندهید. خداوند رحمان هیچ موقع بین بندگان خود تفاوت قایل نمی شود و سفید ، سیاه ، زرد وسرخ را یکسان می بیند ، در صورتی که برخي بین ایرانیان تفاوت قایل شده وآنان را خودی و غیر خودی می پندارد. عمر انسان کوتاه است طوری رفتار کنید که بعد از مرگتان نام نیکی از شما باقی بماند.
‏حکومت عدل علی معنايش اين است كه ملت آزاد باشند و نظرياتشان را بگويند
"فلا تکفوا‏ ‏عن مقالة بحق او مشورة بعدل ، فانی لست فی نفسی بفوق ان اخطی ، و لا آمن ذلک من‏ ‏فعلی ، الا ان يکفی الله " از گفتار حق و از مشورت عادلانه خودتان را باز‏ ‏نداريد، يعنی اين که حرفهای حق را بزنيد و مشورت عادلانه را نيز انجام دهيد. من ذاتا فوق خطا نيستم مگر‏ ‏اين که مرا خدا کفايت کند.

درباره من

.
کاش می شد لحظه ای پرواز کرد حرفهای تازه را آغاز کرد کاش می شد خالی از تشویش بود برگ سبزی ، تحفه ی درویش بود کاش تا دل می گرفت و می شکست عشق می آمد، کنارش می نشست کاش با هر دل دلی پیوند داشت هر نگاهی یک سبد لبخند داشت کاشکی لبخندها پایان نداشت سفره ها تشویش آب و نان نداشت کاش می شد ناز را دزدید و برد بوسه را با غنچه هایش چید و برد کاش دیواری میان ما نبود بلکه می شد آن طرف تر را سرود
مشاهده نمایه کامل من

انباري وبلاگ