این کثافت را می گذارم برای نفر بعدی!
***
نوشته روبرويتان را آفتاب منتشر كرده كه بخش خاطرات "جورج بوش" را آورده ام.
***
در آخرین روزهای ریاست جمهوری ام به طور جدی به نوشتن کتاب خاطرات فکر کردم. «کارل روو» پیشنهاد داد که از یک نویسنده پشت پرده استفاده کنم تا جملات مناسب را به کار ببرد و من هم بتوانم روی لحظات مهم دوران زمامداری ام متمرکز بشوم و بتوانم آنها را طوری بازگو کنم که به نفع خودم تمام شود. بنابراین آنچه درپی می آید گزیده ای از لحظات وجدآمیزی است که به یاد آورده ام. ترک کردن الکل سخت ترین تصمیم زندگی ام بود. نزدیکانم از من می خواستند که به نوشیدن الکل ادامه بدهم. آنها با صدای بلند به من می گفتند: "به کاری که می کنی خوب فکر کن، جورج! اگر تو نوشیدن را کنار بگذاری، همچنان به ریاست جمهوری ات ادامه می دهی و زندگی آدم های بی شماری را نابود می کنی. به همه ماها یک لطفی کن و به مستی ات ادامه بده." ولی من خوشحالم امروزه کسانی که زندگی شان نابود شده فقط سربازان ارتش آمریکا هستند که از افغانستان برگشته اند.
وقتی پدرم مرا به مقام فرمانداری تگزاس منصوب کرد، بی نهایت به خودم می بالیدم. در طول سال هایی که فرماندار بودم برای تکاورهای تگزاس زمین بازی بیس بال درست کردم و آمار زندانیان دچار ناراحتی روانی را به ثبت رساندم. من اصلا در آرزوی رسیدن به مقام های بالاترنبودم تا اینکه خدا به من گفت که وظیفه دارم به کشورم خدمت کنم.
گفتم: "ولی پدر، من اصلا نمی دانم چه کار دارم می کنم."
گفت:"تو دقیقا به همین دلیل آدم مناسب برای پست ریاست جمهوری آمریکا هستی. دهانت را بسته نگه دار و دوستان مرا در مشاغل و پست های مهم منصوب کن آن وقت هیچ مشکلی نخواهی داشت."
گفتم: " اگر در انتخابات پیروز نشدیم چی؟"گفت: "برادرت «جب» می تواند کارها را فل فور درست کند."
من حس طنز خیلی قوی ای دارم، و سعی کردم درمورد حادثه ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ یک جوک تعریف کنم. با فروریختن برج های دوقلو مطمئن شدم که به کشور ما حمله شده است. فقط نمی دانستم حمله کننده کیست. داشتم غبار جنگ را تجربه می کردم.
کاندالیزا رایس گفت: "کار گروه القاعده است."
من پرسیدم: "ربطی هم به ال گور دارد؟"
رایس سرش را تکان داد. من قبلا هرگز نشنیده بودم که تروریست های مسلمان به منفجر کردن علاقه داشته باشند، ولی از آن موقع(۱۱ سپتامبر) فراموش شان نکرده ام. من همان موقع از تلویزیون گفتم: "تروریسم بر ضد ملت ما دوام نخواهد آورد. و با آنهایی که خوب متوجه منظور من نشده اند جور دیگری صحبت می کنم: به [...] [...]ها اردنگی خواهیم زد."اولین کسی که به من تلفن زد، «تونی بلر» نخست وزیر انگلیس بود: "جورج! خیالت راحت باشد که بریتانیا تمام مسیر را با تو همراه است. در ضمن، من عاشق آن شلوار لی و چکمه های کابویی ات هستم." من این حمایت او را که به هیچ وجه بی معنی نبود، تحسین می کنم. توی بلر در سال های بعد همچنان یکی از وفادارترین سگ های ملوس آمریکا بوده و مردم نباید با او اینقدر وحشیانه رفتار کنند.
خیلی زود مشخص شد که رفتن به افغانستان و به قدرت رساندن یک دولت فاسد برای مبارزه با تروریسم کافی نبوده. می بایست به عراقستان حمله می کردیم. مردم از من انتقاد کرده اند که چرا به سازمان «سیا» اجازه دادم شکنجه با آب را مجاز بشمارد. خب، اجازه بدهید همین جا بگویم اطلاعاتی که از طریق شکنجه با آب به دست آمد از چندین حمله به آمریکا پیشگیری کرد، هرچند متأسفانه خود حمله به عراقستان کار اشتباهی بود. تا حدودی متأسفم که اطلاعات ما درمورد سلاح های کشتار جمعی عراقستان کاملا اشتباه بوده است.
وقتی فکر می کنم، بابت اینکه مأموریت عراقستان را "انجام شده" خواندم، احساس تأسف می کنم چون این کشور دچار هرج و مرج و اغتشاش شد، ولی درعین حال افتخار می کنم که توانستم دموکراسی و ارزش های مسیحیت را به آن بخش از دنیا ببرم، و اگر اشتباهی هم رخ داده باشد، یقینا ازسوی دیگران بوده. اجازه بدهید در اینجا به وضوح بگویم كه من به طور جدی به گسترش «جهاد آزادی» در ایرانستان و سوریه و فرانسه فكر می كردم.
دردناک ترین لحظه دوران ریاست جمهوری من آن موقع بود که وقتی پس از «توفان کاترینا» سیاهپوستان را به دست تقدیر سپردم، مرا نژادپرست خواندند. چیزی نمی توانست فراتر از حقیقت باشد. دلیل اینکه من برای سیاهپوست ها تقریبا هیچ کاری انجام ندادم؛ این بود که آنها فقیر بودند و در انتخابات ریاست جمهوری هم به دموکرات ها رأی داده بودند. من هم دقیقا مثل دیگران از حرص و طمع بخش مالی که اقتصاد آمریکا را به زانو درآورد، شوکه شدم. در اینجا صراحتا می گویم که دوستان پدرم هرگز به من نگفتند که فقدان کامل قوانین مالی و معافیت مالیاتی برای ثروتمندان، فاجعه آمیز خواهد بود.
خدای من! ظاهرا دیگر جا کم آورده ام و نمی توانم از نقش مؤثر خودم در گرم شدن جهان، بگویم، ولی وقتی برای آخرین بار داشتم از «کاخ سفید» بیرون می رفتم، سگ کوچولویم «بارنی» روی چمن های محوطه آنجا کثافت کرد. زانو زدم تا آنجا را که سگم کثیف کرده بود، تمیز کنم، ولی با خودم فکر کردم: "گندش بزنند! این کثافت را می گذارم برای نفر بعدی!"
جان کریس/ گاردین/ ۱۵ نوامبر ۲۰۱۰ / مترجم: فرشید عطایی
از اول هم معلوم بود، نبود؟
یک نامه...
به نام خداوند جان و خرد
با آرزوی قبولی طاعات و عبادات هموطنان روزه دار در ماه میهمانی خداوند بخشنده و مهربان ، بهره گیری از فیوضات شب های قدر و عرض تسلیت به محضر همه آزادگان و نیک اندیشان جهان به ویژه شیعیان شهید محراب حضرت علی (ع) به مناسبت ایام سوگواری و شهادت آن امام شهید راه عدالت ، آزادی و معنویت. 1- انتشار فایل صوتی و متن پیاده شده سخنرانی سردار مشفق که ظاهراً جزو فرماندهان ارشد قرارگاه ثارالله سپاه و ... می باشد و صحت آن را معاون سیاسی سپاه تأیید کرده و بر محتوی آن تأکیده نموده به یکی از مهمترین موضوعات سیاسی روز تبدیل شده و با موجی از واکنش ها و موضع گیریها مواجه گردیده است.در این میان ارائه شکواییه هفت تن از شخصیت های برجسته و مشهور سیاسی اصلاح طلب آقایان " محسن امین زاده ، مصطفی تاج زاده ، عبداله رمضان زاده ، فیض اله عرب سرخی ،محسن صفایی فراهانی ، محسن میردامادی و بهزاد نبوی" از سردار مشفق به قوه قضاییه جهت رسیدگی به اتهامات و افتراهایی که به آنان نسبت داده ، با پاسخی غیر منتظره و غیر حقوقی برخورد با شاکیان و بازداشت مجدد تعدادی از آنان ، روبرو گردید که حقیقتاً زنگ خطر را برای همه ایرانیان مسئول و حتی وفاداران به آرمان های حداقلی انقلاب اسلامی ایران به صدا در آورد و ادعاها و شعارهای کسانی که زمینه های حقوقی و قانونی کشور را برای اقدام و پیگیری معترضین مهیا معرفی می کردند ،در مقام آزمون و عمل بسی ناشکیبا ،سست و جانبدارانه نمایاند.
جنایت با طعم تکنولوژی
نه ، دیگر هیچ چیز مهم نیست...
خیلی نزدیک , مهم نیست چقدر
couldn't be much more from the heart
نزدیک تر از قلبت نمی تواند باشد
forever trusting who we are
همیشه اعتماد داشتیم به کسی که هستیم
and nothing else matters
و دیگه هیچ چیز مهم نیست
هرگز خودم رو این طور بیان نکرده بودم
life is ours, we live it our way
زندگی برای ماست , ما در زندگی خود زنگی میکنیم
all these words I don't just say
تمام این حرف ها رو من فقط نمیگم
and nothing else matter
و دیگه هیچ چیز مهم نیست
trust I seek and I find in you
به چیزی که میگفتم اعتماد کردم و اون رو در تو پیدا کردم
every day for us something new
هر روز برای ما چیزه جدیدی هست
open mind for a different view
برای دید متفاوت چشم و ذهنت رو باز کن
and nothing else matters
و دیگه هیچ چیز مهم نیست
never cared for what they say
هرگز به چیزی که میگفتن اهمیت ندادیم
never cared for games they play
هرگز به بازی هایی که میکردن اهمیتی ندادی
so close no matter how far
خیلی نزدیک , مهم نیست چقدر
couldn't be much more from the heart
نزدیک تر از قلبت نمی تواند باشد
forever trusting who we are
همیشه به کسی که بودیم اعتماد داشتیم
no nothing else matters
نه , دیگه هیچ چیز مهم نیست
روح بزرگ ...
عقربه های ساعت حوالی 8 شب را می چرخید که تلفن همراه زنگ خورد. 20 دقیقه ای صحبت ها طول کشید. 3 روزی می شد که فارغ از مسائل روزگار بودم . آن 20 دقیقه مکالمه نیز زمانی انجام گرفت که در ایران نبودم و از هیچ مسئله ای خبر نداشتم. وقتی بواسطه ی آن صحبت ها، خبر درگذشت آیت ا... منتظری را شنیدم ، حسی عجیب و غریب پیدا کردم ، نه خوشحال بودم و نه ناراحت ، نه در حالت تعمق و نه در حال تفکر! حسی که شاید بیشتر به منگی و مستی شبیه بود. چهل و چند روزی می شود که دیگر با سیاست ، اجتماع و ... کاری ندارم و سعی میکنم بیشتر به روح و روان ام برسم، تا اینکه فکرم را درگیر مسائلی ولو، ناچیز بکنم. آن شب در هتل ، وقتی کانال bbc را می دیدم ، مصاحبه ای دل نشین، از منتظری ِ بزرگ پخش می شد که عماد الدین باقی آن را ترتیب داده بود. فضا ، کاملا ً صمیمانه و در عین حال آماتوری بود که خود ِ این نکته ، برای هر بیننده ای ، متانت و ساده زیستی واقعی یک مرجع را پر رنگ تر و جذاب تر کرده بود. منتظری مرجع تقلید خیلی ها بود. روح بزرگ اش بود که او را در تاریخ محبوب کرده است. حالا او آزاد و رها می پرد و از چنگ کسانی که تیشه به ریشه اش می زدند، برای همیشه آزاد است. دیگر حصری در کار نیست، گرچه هنوز هستند بسیاری که از جسم ِ بی جان اش رعشه بر تنشان می افتد... . کروبی ، موسوی و زیرکی های سیاسی شان!
***
پاسخ مهدی کروبی به اظهارات نوری همدانی ، دلالت بر شجاعتی دارد که تا سال ها پیش تقریبا کمتر کسی جرات ِ پاسخ دادن به مراجع عظام ! را داشت. کروبی در آن نامه بهترین نکات را به نوری یادآور می شود ، که احتمالا ً تمام راه ها برای گرفتن ِ اشکالات قانونی توسط حکومت، بسته شده است! گرچه حکومت و دولت قانون گریز ، برایش شیخ و سید ، جوان و پیر و ... فرقی نمی کند و مهم ترین اصل برایش دوام آوردن به هر قیمتی است. همانطور که امروزه خشونت ِ دولتی کشور را فرا گرفته و بسیاری از همنوعان ما در زندان ها، مورد تعدی و جنایت قرار گرفته اند و شکنجه های فیزیکی و روحی وارد شده بر آن ها همه را به خشم و تحیر و دنیا را به واکنش واداشته است. وقتی این امور ِ غیرانسانی برای ِ یک دولت و حکومت ناچیز نباشد ، قطعا ً انتظار محاکمه و صدور احکامی مثل حبس ابد و اعدام برای کروبی و امثالهم نیز دور از ذهن نیست!
تصویری از مردانی که بی نظیر بودند...
آپدیت دوم: مخاطبی نظر گذاشته بود که بنی صدر اکنون در فرانسه است ، نوشته اصلاح شد. نکته ثانی این که آن خواننده ی محترم به کودتای ِ! سال 60 اشاره کرده بود مبنی بر این که بنی صدر از آن زمان تا کنون مشغول مبارزه علیه جمهوری اسلامی است. بنی صدر اگر مرد بود با عشوه های زنانه از مملکت اش خارج نمی شد و مانند سایرین پای اعتقادش می ایستاد. باید اشاره کنم که خیلی ها را دیده ایم که از دور دست ها مشغول مبارزاتی هستند که انتهای آن فقط شب نشینی هایی است که در خانه ای گرم و نرم همراه با استیک و مقداری شامپاین!. امثال این مبارزین را زیاد دیده ایم: شعبان بی مخ! صور اسرافیل ، فرح پهلوی و همان ولیعهد معروف. مبارزه ی واقعی را اما امثال منتظری با تحمل سالها محصور بودن ، صانعی با تحمل هزاران زخم زبان ، موسوی با تحمل بی عدالتی ، کروبی با تحمل تحقیر، انجام می دهند. نوشته ی بالا اصلاح شد ، اما عقیده ی من نه !
ما باید خون گریه کنیم، نه شما
به گزارش سلام اين سردار دفاع مقدس كه در جمع بسيجيان دانشگاه امام صادق سخن مي گفت با انتقاد از فضاي فرهنگي كشور گفت:آدم وقتي برنامههاي راديو جوان را گوش مي دهد،غسل واجب مي شود و اگر از شنيدن آنها طورياش نشود ، مريض است.وي ادامه داد:وقتي زن در اتومبيل به همسرش مي گويد كه راديو را خاموش كن ، شوهر مي گويد به خدا اين راديو جمهوري اسلامي است و نماينده ولي فقيه بالاي سر آن است.در برنامه ها براي جانبازان وقت زيادي ندارند، اما بلافاصله "قلي" آماده است كه ساز خود را بنوازد .
اين فرمانده سپاه هواداران جنبش سبز در راهپیمایی روز قدس تهران را 2 میلیون نفر اعلام کرد اما با اشاره به شعار "نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران" گفت: " 2 میلیون نفر در این تظاهرات شرکت کردند؛ بالاخره ساواکیها،اعضای سازمان مجاهدین خلق و... به همراه خانوادههایشان هم در این کشور زندگی میکنند و بخشی از جامعه را شامل میشوند!" قاسمی علت اعتراضات خیابانی را وجود "کتب علوم سیاسی و اساتید مسموم دانشگاهها"عنوان کرد و خواستار حضور خود و سایر نظامیان در دانشگاهها شد و گفت:" اگر نظام این اشكال را بپذیرد و ما بتوانیم به دانشگاه بیاییم، اینها را توضیح خواهیم داد .
وي همچنین از دانشگاه به عنوان"مرکزفساد" نامبرد و گفت:"باید مرکز فساد را خشکاند و مگر دیوانهایم که کف خیابان بیاییم و با چوب و چماق برخورد کنیم كه البته در موقع لازم و هنگام خطر امنیت کشور آن کار را هم میکنیم
هر روز اخبار سیاه ...
***
اینترنت به شدت نیاز به پالایش دارد
***
اما جمله ی مفهومی بالا را، مالک حقوقی ِ! مخابرات فرموده است. اما دریغ از اینکه ، مالکین نگون بخت از کجا باید بفهمند که مکالمه هایشان ، شنود می شود یا نه؟ از کجا بدانند شما سپاهی هستید یا نه؟ پیامکی هم اینچنین امروز آمده بود اما شرمنده بودم از ارسال آن به دوستان: " همراه اول: هيچكس تنها نيست، هميشه يك نفر به صحبتهاي شما گوش فرا ميدهد! همراه اول شما، سپاه"
اما توصیه ای به مخاطبان احتمالی: احتیاط شرط عقل است ... محتاطیم ، پس هستیم ... .
این تیتر نازیبا هم آخرین خبر منفی امروز است که خواندم. کوروش ، خشایار و دیگر پادشاهان، اینک نه تنها به خاطر مسئل بشر دوستانه ی این نظام بلکه تقریبا به خاطر ِ همه اوضاع ِ کنونی ، تن ِ شریفشان در گور می لرزد وقتی که ایران ِ با ابهت و بی نظیرشان را در انتهای جدول عرصه های بین المللی نظاره می کنند. واقعا ً کجا رفت آن همه ابهتی که ایران و ایرانی در کل ِ فرنگ و جای جای ِ دنیا داشت؟ کجاست آن احترام و عزتی که عرب و فرنگ تا همین نزدیکی ها روا می داشتند و ایرانی را بتی برای خود می دانستند؟ کاش اما مشکل ، همین فراموش شدن ِ تمدن غنی مان بود... وقتی هر روز اخبار منفی و پر درد را در صفحات وب و روزنامه های مختلف می بینم ، احساس تنهایی می کنم. تنها خاصیت این خبر ها ، آنجاست که در زمان تنهایی ، یاد خدایی می افتم که از رگ گردن نزدیک تر است. امید زنده می شود و من امیدوار اما بلاواسطه نه! بلکه به لطف تکیه گاهی مثل "عادل".
اینان از رفتگان شب عاشورایند!
در وبلاگ خدا بیامرز قبلی ام که با عنایت برخی از مخاطبان متحجر و همچنین مسئولین تیغ به دست که خانه مجازی و تمام دلبستگی ام را فیلتر کردند، مطلبی کوتاه نوشتم راجع به یک فرد " از خدا بی خبر دو آتشه". برخی از دوستان نیز نوشته بودند که بها دادن یک پست به چنین آدمهایی بی ارزش است و وقت تلف کردن نتیجه اش می شود. به نظرم اصولا بایستی مسائل را ریشه ای تحلیل کرد. تا موضع را از همان اول کار به مخاطب احتمالی بفهمانی. چه زیبا نوشته بود دکتر ، دیانت را پایمال می کنند و باعث منزجر شدن مردم از دین می شوند. مداحی در استان تهران وجود دارد که تقریبا تمامی مردم این کشور با او آشنا هستند. مداحی نه اینبار از جنس مردم ، بلکه از جنس حکومتی اش. خب ، در قدیم الایام هر که روزه سید الشهدا می خوانده ، از روی خلوص نیت و فی سبیل لله بوده است. منصور ارضی را می توان تنها مداح بی ادب ، در عرصه مقدس مداحی شناخت. ذکر کردم که بیایید ریشه ای مسائل را ببینیم! بیایید دیده گان را گشوده و نظاره کنیم که آیا مداحی بی ریشه ، ارزش پر کردن صفحات روزنامه را دارد؟ حتی اگر آن نوشته نقد باشد. مخالف اطلاع رسانی نیشتم اما ، گوش شیطان کر ، تقریبا عوام جامعه نیز پله های صعود رشد و بلوغ سیاسی را گرچه به آهستگی ، اما طی می کنند. سخنان قبل از شروع مراسم همیشگی منصور ارضی و به باد انتقاد گرفتن اصلاح طلبان ، امری است عادی از سوی یک جیره ، مواجب بگیر حکومتی. چه بسا اگر که ما به جای آن شخص بودیم ، از نقد اربابان و مرشدان خود می پرهیزیدیم فقط برای گرفتن خلعتی بیشتر! کسی که در جمعی از مسلمانان ، دهان اش را باز کرده و برادران دینی اش را به عنوان انتقاد ، از سر تا پا شسته و غیبت آنان را می کند ، قطعا باید آن را در موتورخانه دوزخ ملاقات کرد. کسی که از آزادی و آزادگی اباعبدالله می خواند ، واقعا چگونه می تواند قصاص قبل از جنایت انجام دهد؟ اگر چه احتمال می رود ، مسلمانان حاضر در مسجد نیز از مریدان اش هستند. چنین افکار و اعتقادات زننده ای برایمان عادی شده است. امیدوارم برای مردم هم هم اینگونه باشد. اصولا مداحان باید مردم را بگریانند و آنها را با رسالت ائمه و انبیا آشنا کنند ، اما گویی آن بی ریشه، بیش تر، هادی مردم به حجتیه و دعوت کننده سینه زنان برای پیوستن به جمع اصولگرایان است. به نظر می رسد که مداحان به جای گریاندن مردم ، با رفتارهای عمو فیروز وار ، موجبات خوشحالی و خندیدن حضار را فراهم می کنند. دوست دارم چندی از فرمایشات گوهر بار منصور ارضی و اظهار نظرهای مضحک آن را در ذیل این سطور قرار دهم تا مخاطبی احتمالی را خرسند و موجب شادی دل مومنی در این هیاهوی زشت سیاسی که باعث پنهان شدن حقیقت است ، باشم. +++ دعا برای دریافت خبر مرگ بزرگان اصلاح طلب ! نواندیش : مداح معروف تهرانی در مداحی بعدازظهر روز گذشته خود در یکی از حسینیه های تهران دعا کرد تا خبر مرگ سه تن از بزرگان اصلاح طلب و یکی از شخصیت های موثر نظام را دریافت کند.براساس خبر دریافتی نواندیش او دعا کرد تا هر چه زودتر خبر مرگ میرحسین موسوی ، مهدی کروبی و سیدمحمد خاتمی و یکی دیگر از شخصیت ها را دریافت کند. +++ خط دهنده اصلي آشوب ها موسوي خوييني هاست! به گزارش خبرنگار فرهنگي ايرنا، منصور ارضي، با اشاره به گزارش هيئت سه نفره قوه قضاييه در خصوص پيگيري ادعاهاي کروبي ،گفت: اين فرد که با ادعاهاي بي اساس خود آبروي نظام را به بازي گرفت، بايد محاکمه شود و به جرم افترا حد شلاق بر او جاري شود تا ديگر کسي جرات نکند اينطور حيثيت نظام را به بازي بگيرد. منصور ارضي" با تاکيد بر لزوم شناخت عوامل فتنه، خط دهنده اصلي آشوب هاي پس از انتخابات را موسوي خوييني ها دانست و گفت: پرونده همه اينها موجود است. +++ یکی از مداحان تهران به کروبی و موسوی حمله کرد! به گزارش رسیده منصور ارضی دوشنبه شب در مراسم ویژه سنواتی ماه رمضان در مسجد ارک گفت:هر سحر موسوی و کروبی لعنتالله علیهما را لعنت کنید.وی با تاکید بر اینکه فتنه هنوز نخوابیده. افزود: سحرها بگویید یا منتقم. و این دو منافق( کروبی و موسوی ) را نفرین کنید تا زودتر دستگیرشان کنند.ارضی در بخش دیگری از اظهارات خود گفت:ما توی این مسجد 14هزار امنیجیب خواندیم تا شاه سقوط کرد. +++ اما جالب تر از همه واکنش رهبری است! به گزارش فرارو ، رهبری در پیامی شفاهی از مسوولان حسینیه ی امام خمینی خواسته اند که به حاج منصور اعلام شود که علت محرومیت او ، توهین هایی است که وی در روز عرفه ی امسال به محمد باقر قالیباف کرده و وعده داده بود که در روز عاشورا هم مطالبی علیه رییس مجلس خبرگان بگوید. (باز جای شکرش باقی است که به رهبری نقدی نداشته است!) +++ این انسانها که همیشه داعی دین مداری بوده و خود را از سربازان سید الشهدا می دانند ، همان هایی هستند که از رفتگان و یا بهتر بگویم در رفتگان ِ شب ِ عاشورایند...
حكمت علي
امام علي (ع):
خواص جامعه همواره بار سنگینی را بر حکومت تحمیل می کنند زیرا در روزگار سختی یاریشان کمتر، در اجرای عدالت از همه ناراضی تر ، در خواسته هایشان پافشار تر، در عطا و بخششها کم سپاس تر، به هنگام منع خواسته ها دیر عذرپذیر تر، و در برابر مشکلات کم استقامت تر هستند.
+++
در قنوت سبز دستانتان به ياد ما هم باشيد. التماس دعا
مرور چند درخواست که بی ارزش است!!

نمونه ای دیگر از رافت اسلامی

به نقل از سایت موج کمپ: حجتالاسلام دکتر عبدالرحیم سلیمانی اردستانی، عضو مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم و استاد دانشگاه مفید، که به جرم حضور در بهشت زهرا در چهلمین روز شهادت جمعی از هموطنان، اینگونه مورد ضرب جرح قرار گرفته و دستگیر شده است.
نگاهی آزار دهنده...


چندی است نه مجال و نه حال ِ به روز کردن دارم. در این گیر و واگیر سیاسی و اقتصادی هم نه دوست دارم مطلبی بخوانم و نه حوصله اش را دارم. از همه جا فقط دروغ ، دروغ و دروغ می شنوم. امروز وقتی خبر ِ برگزاری دادگاه افراد اصلاح طلب (یا به تعبیر دیکتاتوران: اغتشاش گران) را شنیدم بر حسب کنجکاوی سری به وب سایت ها زدم. با گذر از چند وب سخت متاثر شدم.***
چند روز دیگر تا تنفیذ "دست نشانده" ی ملت! باقی مانده. خروج سید حسن خمینی و برخی از مراجع شجاع پتک بزرگی بود که بر سر خیلی از آنها اصابت کرد. در آستانه ی روز ِ نکبت فقط و فقط بایستی تکبیری از ته دل ها سر داد ، آنهم در خانه ی دل و نه بر بام ها و برای اعلام حضور ، فقط برای اینکه خدا بشنود.
قشنگ ولی متاثر کننده!
جهت ات را عوض کن!
موش گفت: "افسوس! دنیا هر روز کوچکتر می شود. در آغاز به قدری بزرگ بود که می ترسیدم؛ دویدم و دویدم و سرانجام وقتی دیوارهایی را در دوردست، در راست و چپ، دیدم شاد شدم. ولی این دیوارهای بلند به چنان سرعتی تنگ شده اند که من به همین زودی در اتاق آخر هستم و آنجا در گوشه تله ای قرار دارد که من باید تویش بدوم." گربه گفت: "فقط لازم است که جهت خودت را عوض کنی" و موش را بلعید.درباره من
- .
- کاش می شد لحظه ای پرواز کرد حرفهای تازه را آغاز کرد کاش می شد خالی از تشویش بود برگ سبزی ، تحفه ی درویش بود کاش تا دل می گرفت و می شکست عشق می آمد، کنارش می نشست کاش با هر دل دلی پیوند داشت هر نگاهی یک سبد لبخند داشت کاشکی لبخندها پایان نداشت سفره ها تشویش آب و نان نداشت کاش می شد ناز را دزدید و برد بوسه را با غنچه هایش چید و برد کاش دیواری میان ما نبود بلکه می شد آن طرف تر را سرود











